تفاوت جوامع صنعتی و در حال توسعه
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤  

شايد عموماً‌تصور بشه که عامل پيشرفت در جوامع صنعتی، سطح علمی بالا در دانشگاه ها و مراکز علمی باشه که مهندسين زبده ای رو به صنعت تحويل ميدن و اونها هم به نوبه خودشون چرخ صنعت رو به گردش در ميارن. با توجه به کم شدن بودجه تحقيقاتی در آمريکا به دليل جنگ عراق، ميشه گفت که در حال حاضر ژاپن يکی از بالاترين بودجه های تحقيقاتی دنيا رو داره. دانشگاه های ژاپن از نظر مالی بسيار قوی هستن و در آزمايشگاه  های تحقيقاتيشون، آزمايشی به دليل کمبود لوازم و مواد، ناقص نمی مونه. البته به نظر من از نظر تئوري، ما در ايران پايه قوی تری داريم چون امکانات آزمايشگاهی محدود هستن و سعی ميشه که اين کمبود با تدريس تئوری های بيشتر و جديدتر، جبران بشه. ولی به لحاظ عملی و آزمايشگاهي، امکانات يک آز مايشگاه دبيرستانی در ژاپن، با دانشگاه های ما قابل قياس نيست و همه اينها باعث تعليم ديدن مهندسين خوب و با دانش عملی بالايی ميشن. ولی همين افراد پس از استخدام شدن در يک شرکت، بايستی حداقل چندين ماه در آزمايشگاه های تحقيقاتی اون شرکت آموزش ببينن چون در اينجا سطح علمی شرکت ها از دانشگاه ها بالاتره و به طور مثال احتمالاً‌ طرح های نوينی که در شرکت تويوتا ابداع و به بازار عرضه ميشه، بسيار پيشرفته تر از طرح های  بهترين دانشکده مکانيک ژاپن هست.

در کشورهای در حال توسعه، علاوه بر اينکه دانشجويان در محيط علمي، امکانات عملی خوبی برای تحقيقشون ندارن، بعد از ورود به محيط کار، متوجه ميشن که همون ميزان روحيه يادگيري، رقابت و تحقيق رو هم که داشتن بايد کنار بذارن چون معمولاً سطح‌علمی شرکت ها و کارخونه ها بسيار از سطح علم روز دنيا پايين تره و به اين ترتيب برای مهندسينی که وارد بازار کار ميشن انگيزه چندانی برای يادگيری بيشتر وجود نداره.

مهمترين عاملی که باعث عدم پيشرفت در کشورهای در حال توسعه ميشه، کمبود مهندس خوب نيست، بلکه عدم توانايی برای نگه داشتن روحيه تحقيق و ابداع در اين مهندسين هست. 


 
 
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٤  

وقتی مردم يک کشور رو از نظر فکری و معلومات پايين نگه داري، بهتر از اين نميشه:

آخه عزيز من اگه اعتراض داری راهش اين نيست که بری سفارت يک کشور رو که ميشه گفت مهمون کشورته و اصلا به ماجرا ربطی نداره رو داغون کنی تا اسمت به عنوان قوم وحشی در تاريخ ثبت بشه. نمی دونم چی بگم ولی اين انسان نما ها نه به  حل اصولی اين مسال کمکی کردن و نه به اون دسته از ايرانی ها که در دانمارک زندگی می کنن.


 
بازديد از نيروگاه اتمی فوکوشيما
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٤  

چند وقت پيش تقريبا تمام دانشجويان خارجی شمال شرق ژاپن در يک ضيافت دو روزه که توسط يکی از کالج های همين جا ترتيب داده شده بود دور هم جمع شدن. در طول مدت اقامتمون از چند جا از جمله يک نيروگاه اتمی در فوکوشيما بازديد کرديم. بسيار خوشحال بودم که از چنين محل مهمی ديدن می کنم. بايد از قبل اسامی شرکت کنندگان در بازديد و مدارک شناسايی شون به اونها اعلام می شد .يک روز قبل از رفتن ما به طور ناگهانی اعلام شد که به دلايل خاصي، بازديد از نيروگاه شمال شامل مسايل امنيتی بخصوصی ميشه که بايد رعايت کنين. خلاصه راهی شديم و خداييش از ديدن اون همه عظمت و تکنولوژی به وجد اومدم و از تصور اين که ايران هم حتی به صورت قسطی چنين چيزی ساخته باشه، صرفنظر از درست يا نادرست بودن کار، خوشحال بودم. ولی چيزی که خيلی اذيتمون می کرد اين بود که احساس می کرديم نحوه برخورد با من و دوست ايرانی ديگرم با چهل نفر ديگه فرق داره. چهار نفر از کارمندهای نيروگاه مسوول توضيح بخشهای مختلف به کل جمع ما بودن ولی دو نفرشون به طرز عجيبی ما رو زير نظر داشتن و ازمون چشم بر نمی داشتن. به ما اجازه عکس برداری نمی دادن و نمی تونستيم اعتراض کنيم که چرا فلانی عکس گرفت و ما نبايد بگيريم؟!! از طرفی اگه زياد هم اصرار می کرديم مشکوک می شدن. به خاطر همين دندون روی جيگر گذاشتيم و حرف نزديم ولی خيلی بهمون برخورد. رفتاری که با بنگلادشی ها و سريلانکايی ها می شد به مراتب بهتر از ما بود که تجربه آزار دهنده ای رو برای ما رقم زد. ولی خوب چه ميشه کرد که مليت ايرانی داشتن تبعات خودش رو داره که ما بدون اين که گناهی کرده باشيم بهشون محکوميم. البته  ايرانی بودن بد نيست ولی خيلی سخته که به متولد شدن در کشوری که همه دنيا رو به جنگ می طلبه افتخار کرد. 


 
توکيو
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤  

اين هفته از طرف کالج ماموريت داشتم که همراه با استادم با خرج کالج بيايم توکيو ويه ديدار  با بچه های جديد که الان دارن تو توکيو ژاپنی ميخونن و از ماه آوريل ميان کالج داشته باشيم و تمام توصيه های لازم رو بهشون بکنيم که مبادا بيان  اونجا و دچار مشکل بشن!!!او همينطور به صد ها سوالی که در ذهنشون هست جواب داده  باشيم!!!اين سيستم ژاپنی ها حرف نداره چون دل شوره را کم ميکنه و به آدم آرامش ميده .خداييش  هم جای تشکر داره،يه روزی هم من همين وضعيت بچه های جديد رو داشتم و کاملا  ميتونستم درکشون کنم!!!البته الان ديگه دارم جمع ميکنم برگردم شهر خودم،ديگه عشق و حال تمومه، از اين به بعد هم فصل امتحانه و....


 
شرمنده
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤  

با عرض معذرت از اينکه يه چند وقتی نبودم و نتونستم چيز جديدی بنويسم ولی خوب از اين به بعد تمام سعيم رو ميکنم که هفته ای حداقل يه مطلب بنويسم